



محلی رفته بودم تبلیغ. افراد سئوال های عجیب و غریب می پرسیدند که تو قوطی هیچ عطاری جواب شو نمی شد پیدا کنیم. مثلا اسب حضرت اباالفضل نر بود یا ماده. به آنها گفتم که از من از این سئوال های عجیب و غریب نپرسید. من چه می دانم که ادرار گودزیلا پاک است یا نجس. اصل گودزیلا را ثابت کنید وجود دارد یا نه بعد ....از ان به بعد هرکسی سئوال بی ربطی می پرسید مسجدی ها می گفتند این از همان سئوال های گودزیلایی است.البته گاهی هم مسئولان کج سلیقه فرهنگی به این سئوالات دامن می زنند سئوالاتی که نه به درد دنیای مردم می خورد نه به درد آخرت مردم. بیشتر برای مچ گیری است و گیر انداختن افراد.(اللهمّ اشفِ مرضی المسلمینَ کلُّهم جمیعاً

گویند روحانی ای بر فراز منبر رفته بود از اضطراب مباحثش را فراموش کرده بود. ولی روی منبر نشسته بود و به مردم خیره شده بود. پیرمردی گفت: ای شیخ سخن گفتن یادت رفته پایین آمدن از منبر هم از یادت رفته است؟

اّجرت یا اُجرت با امام حسین علیه السلام
یکی از اساتید(سردبیر یک مجله) می گفت: برادرم را هیأتی در کرج دعوت برای سخنرانی در ماه مبارک رمضان کردند ایشان هر روز برای منبرش ساعت ها مطالعه می کرد بعد از قم حرکت می کرد تا سر وقت به جلسه برسد. یک ماه مطالعه کرد و با ماشین خود رفت سخنرانی کرد و برگشت. آخرین جلسه یکی از بانیان آمده بود به ایشان گفته بود حاج آقا زحمت کشیدید مردم از جلسات تان استقبال کردند ولی ما شرمنده ایم که نمی توانیم مزد زحمت های شما را بدهیم اجر شما با امام حسین (علیه السلام ).
اگر روحانی درباره امور مالی هم سخنرانی کند مناسب نیست ولی مردمی که دعوت می کنند باید به سنوات تحصیلی، مهارت ها و تجارب و زمانی که صرف می کند توجه کنند و بدانند که این روحانی هم زن و بچه دارد.
* گویند روحانی ای مدت ها در محلی تبلیغ می کرد و مردم فقط اصرار می کردند که حضورتان استمرار داشته باشد ولی به او کمکی نمی کردند. روز ایشان بالای منبر به مزاح گفت: مردم استادان اخلاق مان به ما فرموده اند حرفی از پول نزنیم. به شما هم گفته اند پول ندهید؟
برچسب:
نویسنده: vaez